در و دیوار همه آذینی نو بسته است. نوعروسی در تلنگر خنک باران پاییزی پا به سفره ی بخت خواهد گشود. کاسه لیسان و دریوزگان و درویشان دروغین را کسی خبرنکرده است.

آینه ، سرمه دان نقره و فیروزه ی کاسه ی انار ، عقیق شراب را رشک می ورزند! عروس پنج روزه ی یلدا ، پاهایش را بر رشک عقیق شراب عریان می کند.

سوارانی از دور با دود و هیمه و گرما پدیدار می شوند. رخسار هریکیشان بلور سرخ زغال شکفته است بر هیزم تر روزگار.

پهلوانی مهر بر لب ، کمر در کار بسته ، پشت بشکسته ، به پایکوبی نعره ای را زمزمه می کند. هزار پرنده ی شب رو ، زیر و بم ، صدایش را آوازی می کنند.

مقام یلدا در چرخش انار کاسه ی فیروزه ، با کاسه ی حق ، شکوهی می کند ، بی شِکوه.  

نو عروس می چرخد ، پهلوان می چرخد ، سواران می چرخند ، آینه می چرخد ، انار می چرخد و تنبور می نوازد!

/ 28 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راسوی ماده

I love the way u witre I love the way u do not write

بابا محمد

اينا رو ولش ... چرا ۳۶۰تو اينطوری کردی؟؟

مريم حقيقت

سلام،در سایه ی اکثریتهای خاموش حرفهای مشترکی تاریکند!چراغ میآوری؟یا علی

دلم از پرده بشد حافظ خوش لهجه کجاست تا بقول و غزلش ساز نوايی بکنيم

مگرم چشم سياه تو يباموزد کار ورنه مستوری و مستی همه کس نتوانند

كيومرث

زياد سخت نگير اگرم خواستی بگيری اينجوری نگير

بهار

سلام! جالب بود!...آپم میای دیگه؟!....بهار

نازنين

کجايی پس تو ؟! تو اون تاريکی چاپخونه ؟!

کالای مورد نظرتون رو از يکی هم سطح خودتون تهيه کنين.آدرس اشتباه دادن!