الان ساعت 4 و 12 دقيقه ي صبحه! اينو براي اين مي گم كه نمي دونم اين چيزي كه دارم مي نويسم رو كي وقت كنم و بفرستم. ولي خوب! مهم اينجاس كه من مث قديم قديما ، وقتايي كه جوون بودم ، زماني كه براي خودم برو بيايي داشتم ، دارم كار مي كنم و مدت ها مي شد كه اين همه بيداري نكشيده بودم!

مدت ها بود اين كار رو نمي كردم ، مريضي هاي پي در پي و توصيه هاي دكترها و دخترخاله ها و تنبلي خودم و از همه مهم تر نبودن كاري كه لازم باشه آدم اين همه براش بيدار بمونه! همه باعث شده بود كه شب كار كردن رو كنار بذارم.

ولي حالا كه دارم كار مي كنم ، احساس سلامت خوبي بهم دست مي ده ، به خصوص وقتي كه نتيجه ي كارات انقدر جالب باشه كه خودت هم باور نكني كه اين كار خودته!

تنها مشكلي كه الان دارم اينه كه ريشم به شدت درد مي كنه! جدي مي گم ها! ريشم انقدر بلند شده كه همش توي هم گير مي كنه و كافيه موقع فك كردن يه كم با دست باهش بازي كنم ، اون موقع دردش شروع مي شه ، وقتي هم كه درد مي كنه آدم ترجيح مي ده به جاي كار كردن بره بشينه چند تا فيلم پورنو كه الان داره از هزاران هزار كانال ماهواره اي توي دنيا پخش مي شه رو ببينه!

/ 1 نظر / 5 بازدید
.yasi

چه خوب که حداقل حال تو خوبه خيلی خوبه.خوشحالم