لختی عجيب نيم شب و احساس مشکوک رختخواب آشفته شب قبل - که مانند کودکی می ماند که بکارتش را به تازگی از دست داده است - نويد شبی بی انتها را می دهد ، شبی پر از بحث های طولانی با نزديک ترين کسانی که نه تو و نه هيچ کس نمی شناستشان ، کسانی که هيچ گاه کنار هم جمع نمی شوند ، و تو همه را يک جا آورده ای ، امشب کدام يکيشان از کدام حقيقت انکار شده دفاع خواهد کرد کسی نمی داند. می دانم روزی همه ی اين بحث ها به پايان می رسد ، روزی که من ديگر نباشم.

/ 1 نظر / 5 بازدید
chagho

انگار يکی می گفت که بايد به يه جايی همين نزديکی ها سر بزنی ! خيلی عاليه که باز داری می نويسی . ايول امروز کلی تيز شدم.