بدم نمياد بد از مدتها دستی به سر و گوش اينجا بکشم؛ دنيا عوض شده ، اين رو احساس می کنم ، اين رو در ترانه ی سنگ ها احساس می کنم. نمی دونم چقدر فرصت دارم ، از آخرين داوری قرن ها گذشته و شايد ديگر داوری در کار نباشد!

بايد نقشی زد بر هر قطره ی باران نباريده ی زمين های هرز ، هرز از سستی ، هرز از خودخواهی ، هرز از نفوذ آرام صدای نفس های منشی اتاق کناری!

/ 2 نظر / 10 بازدید
Homa dokht

سلام.... چی ميشه بازم بر ميگردم يکی از خونه های اولمون ادامه بديم..... آره از تير تا آبان خيلی چيزا عوض شده حتی رنگ آسمون شکل آدما.... همه چيز.....

psycho

fat moe: what have u been doin' all these years? noodles: i've been going to bed early روزی روزگاری راسو.