هي! قراره خودم باشم ،‌ بدون كم و زياد ، بدون دروغ ، بدون اينكه كسي بفهمه يا نفهمه ، خودِ خودم باشم.

هوم ، من الان چيم؟ فك نكنم كسي بدونه ، حتي خودمم يادم رفته ، من ، هووم!

فك مي كنم كه الان يه موجود خوابالودم ، فك مي كنم كه بايد برم توي رختخواب ، رختخوابي كه نه تنها برام لذت بخش نيست ، آزار دهنده هم هست ، نمي دونم چي شده ، ولي مدتيه كه ميل جنسيم رو از دست دادم ، فك نكنم از دست كسي هم كاري بر بياد ، الان بزرگترين آرزوم اينه كه مي تونستم سرم رو روي ممه هاي ياسمن بذارم و بعد از مدتها ، مث بچه گيام ، واقعان بخوابم!

هوم! من يه موجود خوابالودم ، يه موجود خوابالود واقعي ، خوابالودي كه فك كنم يه چيزي يادش رفته ، كاش مي دونستم چي يادش رفته!

/ 1 نظر / 15 بازدید