مدتهاس چيزی به ذهنم نمی رسه که بنويسم ، آخه اين روزا روزای خوب بودن ، بهم بعد از مدتها خوش گذشت ، کلی کار هيجان انگيز انجام دادم که تا حالا نکرده بودم ، ولی الان دلم می خواد تو اين روزای مونده از تعطيلی فقط بخوابم و چرت بزنم ، از گشتن دنبال ماهواره ها هم خوشم مياد! (اگه وبکم داشتم از نشون دادن آلتم توی وبکم هم لذت می بردم)

می دونين ، ممکنه شما نفهمين! ولی بعد از ۴-۵ سال ، امسال اولين ساليه که من توی عيد نبايد کار کنم ، اين احساس گمشده رو مدت ها بود فراموش کرده بودم!

فک می کنم لحظه ی تحويل امسال يه فرقی با سالای ديگه داشت ، يه فرق بدی!

اونم شايد اين بود که من ديگه اون آدم سابق نبودم ، ديگه سعی نمی کنم به خودم کلک بزنم ، مث همه ی وقتايی که می دونم اون تو چيه ولی به خودم می گم ، نه! اون تو حتما يه چيز خوبی است!

قضاوت در مورد ديگران رو هم کنار گذاشتم ، ديگران همون احمقای هميشگين ، احتياج به قضاوت ندارن!

ديروز سعی کردم يه کم کمانچه بزنم ،‌ خيلی احساس جالبی بود ، با اينکه به اين ساز هميشه می خنديدم ولی ديروز کلی از بازی باهش خوشم اومد!

/ 2 نظر / 11 بازدید
pichake saabegh

ای وای. کاشکی بهت يه وب کم عيدی بدن.

.yasi

فرک کنم تا ريشاشو نزده وب نداشته باشه به نفعشه