نه ترنمی نه وجدی ، نه تپيدنی نه جوشی

                        به خم سپهر تا کی می نارسيده باشی!

رسیدن از پس رسیدن ، جوشیدن از پس رسیدن و تپیدن در جوشش نارس رسیدن! و وجد در وجود تپنده ی جوشیده ی ترنم نازکای خنک زاویه!

رسیدن و دوباره رسیدن از رستش بی پایان فضل فصل ناپذیر فصول دمادم غرقه به غرور ، خالی از غیر ، پر ، چونان رستنگاه مُُهر مهر!

به برق آب چشم آینه گون آیینه رویان نازک نظر ، در ژرفای ژاژخوایی به خاک عذر غلتیدن ، و دوباره رسیدن در ترنم وجدآسای پر تپش و جوش ، از نفس نفس نگارین ، سنگری را بر سنگری سست استوار کردن و در انبساط هجمه ی حجم حجیم کفرآلوده ی ایمان رهیدن و از در و دیوار و اقتدار ، معذور گذشتن!

در سایه سار ناز و نعم شلخات -به امن- خفتن!

/ 3 نظر / 10 بازدید
chagho

سيب رو ساده گاز می زنمو ، مزه مزه می کنم اين فصول خالی از غير رو . کرم تو سيب رقص کنان بيرون می ياد و من فک می کنم چه خرفتی ساده ایه نفهميدن اين سيب !

نينا

نمی دونم چرا يه بار نشد يه کسی سيب گاز بزنه و کرم نداشته باشه! شايد دهنها پر کرمه که هر بار يه گاز به چيزی زده می شه يه کرم هم بعدش ديده می شه...

...

در صراط مستقيم ای دل... ...کسی گمراه نيست yn